

| نام شما : |
| ایمیل شما : |
| نام دوست شما: |
| ایمیل دوست شما: |
نویسنده: دکتر محسن امیرآبادی
قابل توجه همکاران محترم جامعه پزشکی
با سلام و عرض ادب خدمت همکاران محترم جامعه پزشکی
نویسنده: دکتر محسن امیرآبادی
يك مطالعه تازه نشان می دهد که خطر حمله قلبی برای افراد سيگاری زير 40 سال پنج بار بيشتر از غيرسيگاری ها است.
كارشناسان می گويند اين مطالعه نشان می دهد که جوانان بايد سيگار را ترک کنند
يک گروه بين المللی از پژوهشگران که اين مطالعه را انجام داده است می گويد که يافته هايش اين پندار را که تنها افراد مسن تر در صورت کشيدن سيگار در معرض خطر ناراحتی قلبی هستند باطل می کند.
يافته های آنها که به کمک آمار و ارقام سازمان تجارت جهانی انجام شده است، در نشريه "کنترل تنباکو" منتشر شده است.
بنياد قلب بريتانيا می گويد اين گزارش به مثابه زنگ خطری بسيار جدی به سيگاری های جوان است.
اين مطالعه بر داده های يک پژوهش گسترده توسط سازمان بهداشت جهانی تحت برنامه ای به نام "مونيکا" در زمينه بيماری های قلب و عروق و عوامل آن استوار است. برنامه "مونيکا" شامل داوطلبانی در فاصله سنی 33 تا 64 سال از 21 کشور جهان بود.
همکاری بين المللی
پژوهشگران از مراکزی در اروپا، چين، استراليا، زلاندنو و آمريکای شمالی کليه مراحل غيرمرگبار بيماری قلبی در فاصله سال های 1985 تا 1994 در اين گروه از داوطلبان را ارزيابی کردند.
کارشناسانی که تقريبا 23 هزار مورد حمله غيرمرگبار قلبی در افراد بزرگسال در فاصله اين سال ها را مطالعه کردند، دريافتند که چهار پنجم قربانيان 35 تا 39 ساله بودند.
خطر حمله غيرمهلک قلبی برای مردان سيگاری 35 تا 39 ساله پنج بار بيش از همتاهای غيرسيگاری آنها بود.اين مساله در ميان زنان سيگاری در همان گروه سنی حتی از اين نيز شديدتر بود به طوری که ميزان خطر برای آنها نسبت به زنان غيرسيگاری در همان گروه سنی بيش از پنج بار بود.
در مردانی که 35 تا 39 سال داشتند، کشيدن سيگار تقريبا در دو سوم (65 درصد) موارد عامل حمله قلبی غيرمرگبار و در مورد زنان در تقريبا بيش از نيمی از موارد (55 درصد) عامل آن بود.
خطر حمله قلبی غيرمهلک در مردان 60 تا 64 ساله کمتر بود که تا حدودی به تاثير عوامل ديگر مربوط می شود.اما محققان دريافتند که کشيدن سيگار برای زنان مسن تر در مقايسه با مردان با خطرات بيشتری همراه است که به گفته آنها می تواند ناشی از حساسيت بيشتر زنان نسبت به اثرات کشيدن سيگار باشد.
خطرات سيگار در سنين بالاتر
اين گروه از پژوهشگران تحت سرپرستی دکتر مارکو ماهونن از موسسه ملی بهداشت عمومی "کی تی ال" در هلسينکی، فنلاند، در نشريه "کنترل تنباکو" نوشتند: "هرچند افراد جوان ممکن است به اين واقعيت مستند و مبرهن که کشيدن سيگار از عوامل اصلی ناراحتی قلبی است اذعان کنند، اما آنها و حتی پزشکان ممکن است بر اين باور باشند که اين مساله تنها در سنين پيری مايه نگرانی است."
دکتر تيم باوکر، از مديران بنياد قلب بريتانيا گفت: "اين بايد به مثابه زنگ خطری جدی برای جوانان سيگاری باشد که نه تنها سلامت خود را در سنين پيری به خطر می اندازند و عمر خود را کوتاه می کنند، بلکه همچنين خود را در معرض خطر بسيار شديدتر حمله قلبی، حتی پيش از رسيدن به ميان سالی قرار می دهند."
او افزود: "اين شواهد بايد جوانان سيگاری را ترغيب کند تا نه تنها به فردا، بلکه به امروز نيز بيانديشند."پروفسور اندرو پيکاک از انجمن قلب و ريه بريتانيا نيز جوانان را به ترک سيگار ترغيب کرد.وی گفت: "شواهد مربوط به عمق خطرات ناشی از مصرف سيگار روز به روز بيشتر می شود."
"همه می دانند که کشيدن سيگار به ريه صدمه می زند و اين مطالعه تازه نشان می دهد که سيگار چگونه باعث حمله قلبی در جوانان می شود، اما مردم بايد بدانند که کشيدن سيگار می تواند انسان را حتی در سنين جوانی در بيش از 20 شکل مختلف بکشد."
بي بي سي فارسي
نویسنده: دکتر محسن امیرآبادی
بیماریهای ایسکمیک قلب - MI آنفارکتوس میوکارد – سکته قلبی
• تعريف ايسكمي ميوكارد
• علل ايسكمي ميوكارد
o انفاركتوس حاد ميوكارد (AMI):@
· علائم باليني@
· تشخيص MI@
o تغييرات EKG@
· درمان MI@
• علل شايع مرگ و مير
o درمانهاي اصلي جهت بهبودي طولاني مدت@
o
•
1) جزوه چکیده قلب و عروق – دکتر مجتبی گرجی – سال 88 بر اساس هاریسون 2008 و سیسیل 2007 – صفحه 54
2) CMMD قلب صفحه 21 - 47
اايكسمي ميوكارد عبارتست از عدم تعادل ميان عرضه و تقاضاي اكسيژن ميوكارد كه يا به علت:
شايعترين علت ايسكمي، انسداد عروق كرونر و شايعترين علت آن اترواسكلروز عروق كرونر بوده و در صورتي كه سطح مقطع عروق كرونر اپيكارد 75 درصد كاهش يابد با افزايش نياز به اكسيژن (مثلا در اثر فعاليت يا استرس و غيره) ايسكمي رخ ميدهد.
{در ايران بيماريهاي قلبي و سكته قلبي دومين عامل مرگ و مير را بعد از تصادفات جادهاي به خود اختصاص ميدهد و اين امر در حالي است كه با مصرف درست و كافي از مواد غذايي و آشاميدني حاوي آنتي اكسيدانت ميتوان باعث افزايش مقاومت بدن در برابر عوامل بيماريزا و حملات مخرب راديكالهاي آزاد به سلولها بدن شد. (نشريه آب ميوه شادلي!!!!)}
علت MI ST Elevation انسداد یا قطع کامل یکی از عروق کرونری به مدت بیشتر از 20 دقیقه و نکروز عضله قلب است. که شایعترین علت آن ترومبوز روی پلاک آترواسکلروتیک است.
سایر علل آن عبارتند از: (وادکا!) وادکا بخوری سکته می کنی
1) واسکولیتها
2) اسپاسم
3) دیسکسیون آئورت (نادرتر از همه)
4) کوکائین
5) آمبولی ناشی از AF یا میکزدم دهلیز چپ (به ندرت)
از پلاکهای داخل عروق کرونر+ آنهایی که دیواره نازک و هسته غنی از چربی دارند،بیشتر مستعد ترومبوزند
علایم و عوارض MI بستگی به عوامل زیر دارد: (تست شمس!)
1- تعداد رگ درگیر شده که هر چه بیشتر باشند عارضه بیشتر است
2- سن: عارضه MI در+ افراد جوان زیادتر است چون عروق کولترال نمیشه
3- تعداد رگهای انسدادی: هر چه بیشتر باشد بدتر است
4- شریان درگیر: انسداد شریان+ LAD از RCA بیشتر است.
5- مدت زمان انسداد رگ: مدت زمان انسداد رگ هر چه طولانی تر باشد عارضه بیشتر است.
6- سیستم همولیز داخلی بیمار: هر چه فعالتر باشد باعث میشود رگ زودتر باز شود.
نکته: چه بیمارانی مستعد MI هستند؟
1- آنهایی که تعداد RF بیشتر دارند
2- آنهایی که سابقه U/A دارند
3- آنهایی که سابقه آنژین پرینز متال دارند
کتاب CMMD اورژانس – صفحه 47
قطع کامل خونرسانی به میوکارد برای مدت بیش از 20 دقیقه ( و گاهی کمتر) را انفارکتوس میوکارد گویند که باعث بروز ضایعات برگشت ناپذیر و نکروز میوکارد میشود . شایعترین علامت درد قفسه سینه (80% موارد) است که معمولاً بیش از 30 دقیقه طول کشیده و اغلب در مواقع استراحت (ولی اکثراً مدت زمانی پس از فعالیت و سایر عوامل برانگیزاننده افزایش نیاز اکسیژن میوکارد و یا کاهش پرفوزیون عروق کرونر) رخ میدهد. درد کیفیت فشارنده و خرد کننده داشته و بیشتر در طرف چپ و زیر استرنوم (به اندازه یک مشت) احساس میشود که ممکن است به هر دو دست (بیشتر دست چپ) و یا گردن و چانه انتشار یابد. بایستی توجه داشت که در 15 تا 20 درصد موارد انفارکتوس میوکارد درد وجود نداشته (بیشتر در افراد دیابتی، ضعیف، معتادین به مواد مخدر و سیگار، وجود هیپرتانسیون با فیبریلاسیون دهلیزی و سیاهپوستان) ولی در این حالت معمولاٌ سایر علائم بیماریهای ایسکمیک قلب به صورت تهوع، استفراغ، یا تعریق و یا ضعف و بیحالی وجود دارد. به همین دلیل در افرادی که دارای چند ریسک فاکتور بیماریهای عروق کرونر بوده و با این تابلو مراجعه میکنند بایستی به فکر آنفارکتوس میوکارد بود. یکی از نکات مهم که به کرات در کلینیک با آن برخورد میکنیم، تظاهر آنفارکتوس میوکارد با تابلوی سوء هاضمه و اختلالا ت گوارشی (تهوع و استفراغ) است. بدین صورت که تعداد زیادی از بیماران به اورژانس مراجعه کرده و بیان میکنند که متعاقب مصرف غذای نامناسب دچار درد اپیگاستر و استفراغ شدهاند. در این حالت در صورت عدم دقت وهوشیاری پزشک معالج بیمار تحت درمان مسمومیت غذایی قرار گرفته و مسائل بعدی بوقوع میپیوندند. در این موارد در صورت گرفتن شرح حال دقیق اغلب متوجه عرق سرد، ضعف و بیحالی، هیپوتانسیون و حتی احساس سنگینی بر روی قفسه سینه از زبان بیمار خواهیم شد و از اشتباه در تشخیص آنفارکتوس میوکارد جلوگیری خواهد کرد. به همین دلیل و نیز بدلایل دیگر، به عنوان یک قاعده کلی توصیه میشود همیشه در هر بیمار با سن بالای 35 سال با شکایات مبهم در محدوده اپیگاستر تا گردن (بخصوص در افراد با ریسک فاکتور) به فکر آنفارکتوس میوکارد بوده و حتماً ECG گرفته شود و در صورت ظن بالا و منفی بودن ECG آزمایشات بیوشیمیایی انجام شود. بر خلاف تصور، در تعداد قابل توجهای از بیماران مبتلا به آنفارکتوس میوکارد پلورودینی (تشدید درد سینه با نفس عمیق یا سرفه) و حساسیت قفسه سینه وجود دارد. در معاینه، شدت صداهای قلبی (خصوصاً صدای اول) کاهش یافته ، S4 (گالوپ دهلیزی) عموماً در بیماران مبتلا به AMI شنیده شده و نمایانگر انقباض قوی دهلیزی در برابر کاهش کمپلیانس بطنی بوده و حتی در غیاب اختلال فعالیت سیستولیک بطنی نیز شنیده شده وارزشی در پیش آگهی ندارد. S4 بین LSB و آپکس قلب با بل گوشی بهتر شنیده میشود. وجود صدای سوم قلبی (S3 یا گالوپ بطنی) معمولاٌ نمایانگر اختلال شدید عملکرد بطنی متعاقب آنفارکتوسهای وسیع قدامی بوده و با مورتالیته بالاتری همراه است و در آپکس و با بل گوشی بهتر شنیده میشود.
یکی از سادهترین و بهترین روش تشخیص در AMI الکتروکاردیوگرام است. تغییرات آنفارکتوس در ECG به صورت صعود قطعه ST-T (0.1 mV<=) و موج Q پاتولوژیک (مدت زمان موج 0.03s درد تیپیک: Chest Pain ساب استرنال با کیفیت فشارنده، درد میتواند از ناف تا Temporo Mandibular Joint (TMJ) باشد (درد به+ زیر ناف انتشار نمییابد ولی احتمال دارد به+ بالای فک انتشار یابد) درد با TNG و استراحت بهتر نمیشود و بیش از 30 دقیقه طول میکشد. در اوایل صبح بیشتر میباشد چون بیشترین فعالیت سیستم سمپاتیک و چسبیدن پلاکتها در اوایل صبح میباشد. سایر علائم: معاینه: در بدو مراجعه اغلب معاینه نرمال است، BP سیستولی 10-15 mm Hg کاهش مییابد اگر MI انتریور باشد به علت تحریک سیستم سمپاتیک در 4/1 موارد بیماران تاکی کاردی و بالا رفتن مختصر فشار خون دارند. اگر MI تحتانی باشد در 50% موارد واگ برادی کاردی، هیپوتانسیون رخ میدهد. خون AV Node توسط شریان Dominant تامین میشود. 85% افراد Right Dominant اند با انسداد RCA، AVN نیز درگیر میشود و باعث میشود احتمال block ، برادیکاردی و افت فشار خون بیشتر باشد. در سمع قلب: ممکن است S3 و S4 سمع شود که S3 بدخیم است و صدای S4 موقتی است و خوش خیم است و علت آن عدم گشاد شدن بطن به علت ایسکمی است. مواردی که LBBB داریم پروگنوز بدتر است و در این حالات Paradoxical S2 Splitting سمع میگردد که بدترین پیش آگهی را دارد. پس به ترتیب با شنیدن+: 1- Friction Rub 2- S4 3- S3 4- Paradoxical S2 Splitting پیش آگهی بدتر میشود. نکته: LBBB در زمینه MI قدامی ایجاد میشود و زمانی اتفاق میافتد که حجم وسیعی از دیواره بین بطنی دچار نکروز میشود. علائم سمعی دیگر در MI (از کتاب): ü MR حاد ممکن است در MI ایجاد شود و Early Systolic Murmur میدهد و اگر MVP منجر به MR شده باشد Late Systolic Murmur میدهد. ü RBBB در MI شایع است و بهبود مییابد. ü RV MI : اگر JVP برجسته همراه ریه طبیعی در سمع داشتیم Inferior Posterior MI مطرح میشود. در این عارضه دادن نیترات باعث بدتر شدن بیماری میشود. ü Friction rub در MI شنیده میشود. 1- تب 38 درجه تا هفته اول 2- ESR بالا تا 2-3 هفته بعد از MI 3- لکوسیتوز (12000-15000 بین 3 تا 7 روز طول میکشد و به علت کاهش مارژیناسیون میباشد) تشخیص MI: 2) تغییرات EKG 3) آنزیمهای قلبی تغییرات EKG در MI: در زمان ایسکمی حالات زیر رخ میدهد: (شکل) Zone I: Infarction سبب بروز تغییرات ECG به صورت موج Q میشود. Zone II : Injury سبب بروز تغییرات ECG به صورت ST Elevation میشود Zone III: Ischemia سبب بروز تغییرات ECG به صورت T Invertion میشود. نکته: تمام تلاش در MI این است که از پیشرفت Injury به سمت Infarct جلوگیری کنیم و STE به ًQ تبدیل نشود. بطور کلی بیماران MI 3 مرحله زمانی را طی میکنند: 1- Acute: از ساعت اول تا یک هفته بعد از ایجاد MI 2- Revolotion: از روز 7 تا روز 28 3- دوره نقاهت: از هفته چهارم به بعد ........ بیشترین میزان مرگ و میر بیماران مبتلا به MI در 24 h اول است. مهمترین علت مرگ قبل از رسیدن به بیمارستان آریتمی است و شایعترین آریتمی VF است که اغلب در ساعات اولیه است. شایعترین علت مرگ در هنگام بستری در بیمارستان Pump Failure است. بیشترین اتلاف زمانی که میتواند سبب مرگ بیمار شود، تصمیم مربوط به بیمار برای مراجعه یا عدم مراجعه است. 1- اولین کار تجویز آسپرین جویدنی (166-235 mg) است. (آسپرین به سرعت از مخاط دهان جذب می-شود و از تجمع پلاکتی جلوگیری میکند). 2- اگر بیماری هیپوکسی دارد و O2 Sat کمتر از 90 درصد است، اکسیژن میدهیم. 3- در صورت درد TNG زیر زبانی تا 3 دوز که اگر موثر نبود نیتروگلیسرین IV تجویز میکنیم. در افت فشار خون و مصرف سیلدنافیل در 24 ساعت اخیر و وجود علایم MI سمت راست استفاده از TNG ممنوع است. در صورت بروز افت فشار خون به دنبال مصرف نیترات، آتروپین تجویز میکنیم. چون TNG پاراسمپاتومیمتیک است 4- مورفین (اگر با TNG درد کاهش نیافت): 2-5 mg/stat تجویز میکنیم و می توان هر 5 دقیقه آن را تکرار کرد. از جمله عوارض مورفین افت فشار خون است که برای درمان آن پا را بالا میبریم و نرمال سالین تجویز میکنیم. عارضه دیگر برادیکاردی است که اگر ضربان به زیر 55 برسد 0.5 میلی گرم آتروپین وریدی تجویز میکنیم. 5- بتابلوکر: اگر بیمار تاکیکارد باشد برای او بتابلوگر وریدی تجویز میکنیم ولی اگر تاکیکارد نباشد میتوان فرم خوراکی بتابلوکر را تجویز کرد. اثرات بتابلوکر عبارتند از: a. کاهش نیاز به اکسیژن b. کاهش وسعت ناحیه آنفارکت c. کاهش درد d. کاهش احتمال بروز آریتمی منع مصرف بتابلوکرها: e. SBP<100 mmHg f. PR<60 g. PR Interval >0.24 S h. رال ریوی در بالاتر از 10 سانتی متری دیافراگم. 6- بلوکر کانال کلسیم: در مرحله حادMI مفید نیست و انواع دی هیدروپیریدینی (مثل آملودیپین و نیفیدیپین) مرگ و میر را زیاد میکند چون ریباند تاکی کاردی میدهند. 7- به جز آسپرین هیچ NSAIDS دیگری و نیز کورتون نباید تجویز کرد. چون ترمیم ناحیه را به تاخیر میاندازد و وسعت ناحیه آنفارکت و خطر پارگی میوکارد را زیاد میکنند و مقاومت عروق کرونری را زیاد میکند و پرفیوژن را کم میکند. نکته: قبل از تجویز SK به بیمار 50-100 mg هیدروکورتیزون تزریق میکنند که جهت جلوگیری از آنافیلاکسی ناشی از ُSK است. درمانهای اصلی جهت بهبودی طولانی مدت: مهمترین کار Reperfusion است که فقط در کسانی انجام میشود که STEMI دارند و آنزیمهای قلبی در آنها بالا است.برای این کار میتوان ترومبولیز دارویی یا Percutaneaus Coronary Intervention (PCI) انجام داد. اگر امکانات PCI وجود نداشت ترمبولیز دارویی میکنیم و اگر امکانات وجود داشت PCI انجام میدهیم چون عارضه کمتری دارد و بقاء را بیشتر میکند. زمانی که بیمار به اورژانس میرسد تا زمانی که ترومبولیتیک تزریق میکند (Door to Needle) باید کمتر از 30 دقیقه باشد. زمانی که بیمار به اورژانس میرسد تا زمانی که PCI را انجام میدهیم (Door to Ballon) باید کمتر از 1.5 ساعت باشد. در بیماری که میخواهیم ترومبولیتیک تراپی کنیم از استرپتوکیناز (انفوزیون وریدی در یک ساعت 1500.000 IV) ........... 8- 9- 10- آيا مي دانيد مصرف روزانه آّب انار و انگور قرمز شما را در برابر بيماريهاي قلبي عروقيو سكتههاي قلبي حفاظت ميكند.
تعریق شدید و فراوان،
آریتمی،
انتهاهای سرد،
تهوع و استفراغ دارند.
نویسنده: دکتر محسن امیرآبادی
|
باز كردن راه هوايي Air way |
|
اولين قدم باز كردن راه هوايي فرد است .در فرد بيهوش تمامي ماهيچه ها شل شده اند.عضلات زبان و گردن هم از اين قاعده مستثني نيستند و احتمال دارد كه زبان به طرف حلق بر گردد و راه هوايي را مسدود كند . |
|
كف دست را روي پيشاني مصدوم گذاشته و سر او را به طرف عقب بر گردانيد . همزمان با اين كار دست ديگر را زير چانه او قرار داده و به سمت بالا فشار دهيدبه طوريكه دندانهاي فك بالا و پايين در مقابل هم قرار گيرند . در صورت انجام صحيح اين مراحل شما موفق به باز كردن را ه هوايي مصدوم خواهيد شد . |
|
|
|
مراقب باشيد كه دهان فرد را بيش از حد باز نشود چون در اين صورت ممكن است زبان به عقب برگردد و راه هواي را مسدود كند . |
2.
|
دادن تنفس مصنوعي Breathing
|
|
پس از بازكردن راه هوايي بايد از وضعيت تنفس مصدوم أگاه باشيد.ابتدا قفسه سينه فرد را برهنه كنيد. |
|
اگر صورت مصدوم كبود و رنگ پريده باشد . |
|
نه جريان هوا از بيني و دهان فرد حس شو د و نه صدايي كه نشانگر جريان هوا باشد به گوش برسد. |
|
قفسه سينه حركت نداشته باشد. |
|
تنفس وي قطع شده است و بايد تنفس مصنوعي را آغاز كنيد حتي اگر نتوانستيد تشخيص دهيد كه فرد مذكورتنفس دارد يا نه نفس مصنوعي را آغاز كنيد چون اگر فرد تنفس داشته باشد شما در هنگام تنفس مصنوعي متوجه مي شويد. |
|
* تكنيك دادن تنفس مصنوعي * |
|
|
|
سررابه عقب متمايل كنيد به صورتيكه دهان كمي بازتر باشد (نحوه باز كردن راه هوايي در مبحث قبل آمده است.)با انگشتان دستي كه روي پيشاني مصدوم است سوراخهاي بيني فرد را ببنديد . |
|
|
|
دهان خود را روي دهان مصدوم بگذاريد بطوريكه , لبهاي شما كاملا اطراف دهان اورا بگيرد.با يك بازدم عميق هوارا وارد دهان فرد مصدوم كنيد.همزمان از گوشه چشم خودبه قفسه سينه فردنگاه كنيد وببينيد آيا هنگامي كه درون مجاري هوايي اومي دميد قفسه سينه بالا مي رود يا نه ؟ |
|
وقتي قفسه سينه فرد بالا مي آيد تنفس را قطع كنيد ودهان خود را از دهان فرد دا كرده و بيني اورا آزاد بگذاريد و خودتان برا ي تنفس بعدي نفس بگيريد. |
|
هنگام تنفس موثر سينه وشكم مصدوم بالاو پايين مي آيد , احياگر حس مي كند كه بادكنكي را پر ميكند و پس از دميدن حجم معيني , مقابل ورود هواي اضافه تر مقاومت احساس ميكند .به تدريج رنگ پوست فرد از زردي و كبودي به صورتي تغيير مي يابد. |
3.
|
ماساژ قلبي Circulation |
|
پس ازدادن يك يا دو تنفس مصنوعي در صورتيكه فرد تنفس خود را بازنيابد بايد نبض فرد را كنترل كرد. |
|
طريقه كنترل كردن نبض : |
|
پس از آنكه تنفس مصنوعي تمام شد كف دست را از روي پيشاني فرد بر نداريد و دو انگشت دست ديگر را در وسط گردن بالاي ناي و حنجره روي برآمدگي جلوي گردن ( سيب آدم ) بگذاريد . |
|
انگشتان خود را به آرامي به سمت پايين و كنار آن قسمت بلغزانيد و سپس كمي فشار دهيد . به مدت 5-10 ثانيه اين كار را ادامه دهيد تامطمئن شويد كه نبض را حس ميكنيد يا نه؟ |
|
كنترل كردن نبض احتياج به مهارت و دقت خاصي دارد شما نيز ميتوانيد با تمرين كردن و شركت در كارگاههاي عملي احيا تنفسي اين مهارت را كسب نماييد . |
|
اگر فرد نبض داشت به تنفس مصنوعي با اندزه’ دوازده بار در دقيقه ادامه دهيد . بيشتر |
|
اگر فرد نبض نداشت بايد بي درنگ ماساژ قلبي را همراه با تنفس مصنوعي آغاز كنيد.زيرا فرد دچار ايست قلبي شده و احتمال دارد صدمات جبران ناپذيري به مغز وي برسد. |
|
براي دادن يك ماساژ قلبي موثر علاوه بر اينكه بايد ماساژ را با تكنيك صحيح انجام داد لازم است كه وي را در وضعيت مناسبي بخوابانيد. |
|
بيمار را به پشت خوابانده , مطمئن شويد كه وي روي يك سطح سخت قرار گرفته است . اما اگر فرد در رختخواب يا هر سطح نرم ديگري است وقت را تلف نكنيد و فقط كافيست كه اورا روي روي زمين بلغزانيد يا اينكه يك تخته با هر شي صاف و سخت را از بين پشت او و ملحفه قراردهيد . |
|
كنار مصدوم زانو بزنيد . |
|
|
|
|
|
آخرين حددنده هاي او را با دو انگشت دستي كه بالاي فرد نزديكتر است بيابيد انگشتان خود را بسمت بالا بلغزانيد تا يك فرو رفتگي در محل اتصال دنده هاي دو طرف برسيد . |
|
يك انگشت را در محل فرورفتگي بگذاريد و انگشت ديگر را كنار آن قرار دهيد سپس ته دست ديگر را در كنار آن دو انگشت قرار دهيد .بعد ته دست دوم را روي دست اولي بگذاريد . |
|
موقعيت بدن خود را طوري تنظيم كنيد كه بازوها خم نشوند و شانه ها در امتداد نقطه اتكا دستها باشند . به اندازه اي بر جناغ فرد فشار وارد كنيد كه 4-5 سانتي متر پايين برود. |
|
پس از انجام 15 عدد ماساژ پشت سر هم ( اين 15 ماساژ در مدت 11 ثانيه خواهد بود ) دو عددتنفس مصنوعي به فرد بدهيد شما براي انجام اين دو تنفس 4 ثانيه فرصت داريد .اين سيكل بايد چهار بار در دقيقه تكرار شود براي اينكه بتوانيد نسبت 15:2 را در هر دوره رعايت كنيد بهتر است با هر ماساژ شماره آن را بلند بگوييد . |
|
بعد از يك دقيقه وضعيت مصدوم را ازريابي كنيد . |
|
اگر ضربان مداوم رگ گردن باز نگشته باشد دوباره احياي قلبي ريوي را با دو تنفس و 15 ماساژ قلبي از سر بگيريد . شما براي انجام اين دو تنفس و 15 ماساژ , 15 ثانيه فرصت داريد. |
|
اين كار را براي مدت 3 دقيقه ديگر ادامه دهيد . |
|
اگر دراين مدت تنفس منظم فرد بازگشت نيازي به تكرار احياي قلبي ريوي نيست بلكه بايد مرتب تنفس و نبض فرد را چك كنيد . |
|
اگر تنفس منظم فرد برنگشت تنفس مصنوعي را با سرعت 12 عدد در دقيقه شروع كنيد و همزمان نبض فرد را چك كنيد .
*************************** توجه داشته باشيد كه وقفه در انجام مراحل احياي قلبي ريوي بيشتر از 5 ثانيه نشود. |
نویسنده: دکتر محسن امیرآبادی
پزشکی امروز – شماره 676 – 31 مرداد 86 – دکتر حسین نجمی (روانپزشک)
در جوامعی که کار 24 ساعته انجام میدهند، فشار فزایندهی گسترش ساعات کار به شب وجود دارد و در بسیاری مشاغل مانند+
v مواردی که با اورژانسهای جامعه در ارتباط است، یا
v حمل و نقل و
v مراقبت از سلامت
نیاز به شیفتهای کاری و کار شیفتی وجود دارد که در مقابله با سیستم زمان بندی طبیعی و چرخهی روزانهی جسم طبیعی انسان است. در واقع، بیش از 20% جمعیت در جوامعی که کار 24 ساعته دارند با نوعی تغییر شیفتی در ساعات شب رو به رو هستند.
نتایج پژوهشهایی که در این زمینه انجام شده آثار مخرب برنامه ریزی کار شیفتی و
ü ایجاد اختلالات خواب، کارگران شیفتی به احتمال بیشتر مشکلات مربوط به رفتن به خواب و حفظ خواب را تجربه میکنند. بنابراین به رغم صرف مقدار مناسب زمان در بستر (7 تا 8 ساعت) کارگران شیفتی از دشواری زیاد در به خواب رفتن شکایت دارند و پس از به خواب رفتن نیز مرتباً از خواب بیدار میشوند.
ü خواب آلودگی مفرط،
ü کیفیت زندگی و بیمار گنی طبی را به ثبوت رسانده است. اطلاعات حاصل از چندین بررسی حاکی از آن است که کارگران شیفتی در معرض خطر بیشتر بیماریهای خاص طبی از جمله اولسرها، بیماری قلب و سرطان میباشند.
ü خواب آلودگی شدید سبب ایجاد اختلالات قابل توجه در انجام کار شده و غالباً به بروز حوادث صنعتی و ماشینی میانجامد. در واقع طی انجام یک بررسی، 80% خلبانان مسافربری وتجاری ضمن پرواز حالت چرت زدن در کابین خلبان را گزارش کردهاند.
سیستم سیرکادین سیستم خواب بیداری را تنظیم میکند. جزء دیگر، سیستم هومئوستاتیک است، که سبب فشار دائمی برای خواب و زمان اضافی بیداری میشود. به عکس، سیستم سیرکادین با پیس میکر مرکزی که در هستههای فوق کیاسمایی هیپوتالاموس جای دارد، در طول روز برای حفظ حالت بیداری سیگنالهایی میفرستد. این سیگنالها نیاز افزایش یافته و سیستم هومئوستاتیک برای خواب را خنثی میسازند که در طول روز ساخته میشود. با نزدیک شدن شب، هورمون ملاتونین از+ غده صنوبری (غده پینهآل یا چشم سوم نیز نام دارد) ترشح میشود و از میزان سیگنال اخطار دهندهی سیرکادین کاسته میشود. تولید افزایش خواب آلودگی از حدود زمان طبیعی خواب شبانه (9تا 12 شب) آغاز میشود و به این ترتیب سیستم هومئوستاتیک خواب امکان تجلی کامل مییابد که در برابر پائینترین نقطهی گوش به زنگی در ساعات اولیهی بامداد (4 تا 6 صبح) قرار میگیرند. در ساعات بعدی بامداد (7 تا 9 صبح)، سیگنال اخطار دهندهی سیرکادین دوباره فعال شده و به طور ناقص سایق رو به افزایش هومئوستاتیک برای خواب را خنثی میکند. سپس تمامی ای فرآیند هر 24 ساعت تکرار میشود. اما سیستم زمان بندی سیرکادین برای آن عده از افرادی (یعنی کارگران شیفتی) که تلاش میکنند روز بخوابند و شب بیدار بمانند مشکل ایجاد میکند زیرا سیستم سیرکادین سیگنال اعلام خطر به مناطق مختلف مغز در طول روز میفرستد، یعنی درست زمانی که بسیاری از کارگران شب کار تلاش میکنند به خواب روند. این عدم هماهنگی رفتار و فیزیولوژی سیرکادین یکی از عللی است که سبب میشود بسیاری از کارگران شیفتی در رفتن به خواب در طول روز دچار مشکل باشند.
دشواری خواب روز، همراه افزایش طببیعی سایق خواب در طول شب، غالباً به سطوح پاتولوژیک خواب آلودگی در تمام طول شیفت شب میانجامد و به خصوص در اوایل بامداد ضمن رفتن به خانه موجب افزایش خطرات ایمنی میشود انسان برای سازش با برنامهی شیفتی روشهای متفاوتی امتحان میکند ولی بسیاری از کارگران شب کار، حتی آنها که دائماً شبها کار میکنند، نمیتوانند ریتم سیرکادین درونی خود را با برنامهی خواب بیداری خود تطبیق دهند.
به رغم این واقعیت که تقریباً تمامی کارگران شیفتی با مشکل عدم تطابق میان سیستم زمان بندی درونی طبیعی سیرکادین و برنامهی رفتاری خواب و بیداری (خوابیدن روز، تلاش برای بیدار ماندن در شب) روز به رو هستند، از نظر شدتی که افراد میتوانند روزها بخوابند و شبها بیدرا بمانند، تنوع گستردهیی دیده میشود.
ساعت درونی بیولوژیک بسیاری از کارگان شیفتی به طور کامل با طرح شیفت شدهی خواب سازگار نیست ولی اکنون میدانیم که نشانههای دشواری در آغاز و حفظ خواب و خواب آلودگی شدید در جمعیت کارگران شیفتی سبب ایجاد یک پدیدهی کاملاً یکنواخت نمیشود. در واقع به نظر میرسد بسیاری از افراد میتوانند روزها مقدار مناسبی بخوابند و از خواب آلودگی پاتولوژیک شکایتی ندارند. این تنوع حاکی از وجود این امکان است که بعضی افراد ممکن است نسبت به آثار تغییرات وسیع در زمان بندی رفتار خواب وبیداری در ارتباط با سیستم زمان بندی بیولوژیک سیرکادین حساستر باشند. اساس تشخیص بینظمی خواب کار شیفتی (SWSD) حاصل از این واقعیت است که
SWSD یا Shift-Work Sleep Disorder با نشانههای
ü بی خوابی یا
ü خواب آلودگی مفرط در ساعات کاری که همزمان با زمان معمولی خواب است مشخص میشود.
معیارهای تشخیصی اختصاصی SWSD، آنچنانکه در طبقهبندی بین المللی بی نظمیهای خواب ذکر شده در جدول 1 آمده است
معیارهای بی نظمی خواب کار شیفتی:
- شکایت از بی خوابی یا خواب آلودگی بیش از حد که به طور موقت با رجعت برنامهی کار و همپوشانی زمان معمولی خواب همراه است.
- در طول حداقل یک ماه، نشانهها با برنامهی تغییر کار دیده میشود.
- ثبت زمان خواب یا پایش و ثبت کارها (یادداشت مربوط به خواب) حداقل به مدت 7 روز، اختلال در زمان خواب و ریتم سیرکادین را نشان میدهد.
- آشفتگی خواب را با بی نظمی رایج دیگر خواب، بیماری طبی یا نورولوژیک، بی نظمی روانی، استفاده از دارو یا نابسامی استفاده از مواد نمیتوان بهتر توجیه کرد.
بیمار به طور مشخصی هم آشفتگی خواب و هم خواب آلودگی مفرط را گزارش میکند ولی ممکن است این دو حالت در تمام بیماران موجود نباشد. نشانههای عمومی SWSD در جدول زیر فهرست شده است.
نشانههای بی نظمی خواب کار شیفتی
- خواب آلودگی مفرط
- بی خوابی
- اختلال در برنامه خواب
- کاهش پیشرفت کار
- دشواری در روابط شخصی
- آغالش پذیری/خلق افسرده
درک این نکته اهمیت دارد که SWSD به طور مشخص کمی پس از رجعت به برنامهی طبیعی خواب بیداری بهبود مییابد. متاسفانه در بسیاری موارد بازگشت به برنامهی غیر شیفتی امکانپذیر نیست زیرا وجود محدودیتهای شغلی سبب پیچیده شدن تشخیص افتراقی شده و عموماً بیش از اعمال تغییر سادهی برنامه، به لزوم مداخلهی بالینی نشانه میرود.
فرآوانی SWSD در 10 تا 30% جمعیت کار شیفتی تخمین زده میشود و اشاره بر این دارد که تمامی کارگران شیفتی از نظر بالینی اشفتگی قابل توجه خواب یا سطوح پاتولوژیک خواب آلودگی را تجربه نمیکنند. با وجودی که برای تعیین حدود نهایی مناسب اجتماعی کار شیفتی بررسیهای دیگری لازم است ولی اندازهگیریهای استاندارد خواب آلودگی مثل مقیاس خواب آلودگی اپورث Epworth Sleepness Scale در تعیین شدت خواب آلودگی قابل توجه بالینی که توسط کارگر شیفتی تجربه میشود سودمند است. بسیاری از طبیبان بالینی از حد استاندارد بیش از 10 (گسترهی صفر تا 24) به عنوان معرف سطح بالینی قابل توجه خواب آلودگی اپورث استفاده مینمایند. بر اساس آشفتگی خواب، رهنمود استاندارد شدهی خاصی برای مشخص کردن حدود بیماریهای قابل توجه بالینی در مورد القای خواب یا حفظ آن وجود ندارد ولی طبیبان بالینی غالباً از میزان و سطح شکایت بیمار به عنوان مناسبترین معرف استفاده میکنند و همراه آن ملاحظات دیگری از جمله کثرت نشانه به مقدار حداقل 3 بار در هفته و بیش از 30 دقیقه یا بیشتر برای به خواب رفتن را در نظر میگیرند.
کارآیی خواب Sleep Efficiency (زمانی که در بستر هستیم تقسیم بر زمان خواب بودن * 100) کمتر از+ 85% نیز به عنوان معرف آشفتگی خواب با معنا از نظر بالینی مورد استفاده قرار گرفته است. در بسیاری موارد، در تشخیص الگوی اختصاصی زمانی و وخامت آشفتگی خواب در کارگران شیفتی استفاده از
ü یادداشت 2 هفتهایی خواب یا حتی
ü سنجش اکتی گرافیک Actigraphic Assessment ممکن است سودمند باشد.
با استفاده از اکتی گراف میتوان با استفاده از تراز فعالیت مچ که در طول روز یا شب اندازه گیری میشود، اندازهی عینی مجموعهی خواب را به دست آورد.
در افراد دچار SWSD،
ü فراتر از آنچه که در کارگران روز کار مبتلا به نشانههای مشابه اشفتگی خواب و خواب آلودگی مفرط دیده میشود میتوان بیمارگنی قابل توجه مشاهده کرد.
ü به صورت اختصاصی، SWSD با افزایش فرآوانی+ آشفتگی های معدی رودهیی مانند بیماری اولسراتیو همراه است.
ü افزون بر این، افراد مبتلا به SWSD نرخ بیشتر غیبت از کار نسبت به کارگران شیفتی غیر مبتلا گزارش کردهاند.
ü در مقایسه با کارگران شیفتی که دارای نشانههای SWSD نیستند، دشواریهای قابل توجه با خانواده و فعالیتهای اجتماعی در گروه مبتلا دیده میشود.
ü همچنین ممکن است در تطبیق با برنامهی تغییر یافتهی خواب، اختلافات فردی هم موجود باشد. ترجیح سیرکادین ممکن است در توان شخص برای تطبیق با شیفت کاری موثر باشد. به عنوان مثال ممکن است افراد صبح کار نسبت به همکاران عصر کار خود در به خواب رفتن به قدر کافی در طول روز مشکل بیشتر داشته باشند زیرا پس از شیفت شب دیرتر به خواب میروند. افرادی که دارای سایر بینظمیهای خواب هستند ممکن است نسبت به آثار مخرب کار شیفتی حساستر باشند. سرانجام، ممکن است افرادی هم باشند که دارای تاثیر پذیری ذاتی اشفتگی خواب از حوزهی وسیعتر عوامل استرسزا بوده و ممکن است به ویژه نسبت به آثار خواب کار شیفتی حساستر باشند.
آشکارا، برای تعیین بیمارگنیهای بالقوه در جمعیت مبتلای کارگران شیفتی، انجام بررسیهای بیشتر لازم است ولی مدارک موجود حاکی از آن است که افزایش بیمارگنی در این قلمروهای مهم کارکردی نشانهی آن است که باید به مقولهی SWSD از نظر بالینی توجه شود.
علتی ندارد که معتقد باشیم فرآوانی سایر بینظمیهای اولیهی خواب مانند آپنهی انسدادی خواب (OSA)، بی خوابی اولیه یا سندرم پاهای بی قرار در کارگران شیفتی متفاوت از جمعیت کل باشد. بنابراین ، پزشک باید با دقت سایر بینظمیهای اولیهی خواب را در کارگر شیفتی دچار خواب آلودگی مفرط یا مشکلات خواب رد کند. از این جهت، غالباً سودمند است که به طریق گذشته نگر به میزان مشکل بیمار با خواب شبانه یا خواب آلودگی روزانه پیش از شروع به کار شیفتی یقین کرد. هر نشانهیی که پیش از کار شیفتی به وجود آمده است باید با دقت مورد بررسی قرار گیرد. مثل همیشه، در ارزیابی وجود مشکلات قابل توجه خواب، پرس و جو از مصاحب خواب بیمار سودمند است.
v در بیمارانی که شاخص تودهی بدنی بیش از 30 داشته و
v شناسههای اضافی دیگر از جمله خور خور بلند یا مکرر،
v هیپرتانسیون،
v بیماری عروق قلب و یا
v دیابت دارند،
پزشک باید به وجود OSA مشکوک شود. در این گونه موارد لازم است برای تایید احتمال وجود OSA، بیمار به مرکز بررسی بینظمی خواب ارجاع شود.
سنجش برای سایر بینظمیهای خواب نیز باید شامل
غربالگری برای نشانههای سندرم پاهای بیقرار و
بینظمی دورهیی حرکت عضو Periodic Limb Movement Disorder
باشد. این پرسشها باید به احساسات آزار دهنده یا نارحت کنندهی ساق پا در حدود زمان خواب یا در زمان دراز کشیدن مربوط باشد که با حرکت از بین میرود. وجود حرکات مکرر پا در طول شب ممکن است حاکی از نیاز به ارزیابی بیشتر خواب باشد.
در مواردی که بینظمی خواب دیگری همراه SWSD وجود دارد، با اهمیت است که هر دو حالت را به صورت جداگانه درمان نمود ولی باید دانست که این دو بیماری بالقوه بر یکدیگر تاثیر دارند. به عنوان مثال ، درمان استاندارد OSA استفاده از فشار مثبت مداوم بر مجرای هوایی (CPAP) است. اما درمان کارآمد تنفس مختل شده در خواب Sleep Disordered Breathing سبب نخواهد شد تا کارگر شیفتی دارای عملکرد طبیعی شود. در این مورد، باید درمان کمکی برای SWSD احتمالی خود یکی از مسایل بالینی با اهمیت تلقی شود.
وجود شناسهها و نشانههای اختصاصی یک بی نظمی بالقوهی دیگر خواب که احتمالاً با SWSD بیمارگنی مشترک دارد باید با استفاده از پلی سومنوگرام یک شبه در آزمایشگاه خواب مورد ارزیابی قرار گیرد. وقتی بررسی شبانه مقتضی باشد، سودمند آن است که بیمار در فاز سیرکادین طبیعی (خواب شبانه) بخوابد. این حالت حتی وقتی که برنامهی شیفت به طور متفاوت باشد نیز باید انجام گردد. خواباندن کارگر شیفتی در شب به جای روز، یعنی کاری که وی به طور معمول انجام میدهد، محیط مناسبی برای خواب را با درستی مورد ارزیابی قرار داد. این امر سبب تقویت این امکان میشود که ضمن آنکه بیمار در آزمایشگاه است، ریتمهای سیرکادین به صورتی مناسب هم ارز دورهی خواب قرار گیرد. به این ترتیب، طبیب مطمئنتر خواهد بود که موقعیت کافی برای خواب وجود داردبه شرط انکه بدون تداخلی در سیگنالهای اخطار دهندهی سیرکادین باشد و در نتیجه شناسایی بالقوهی سایر بینظمیهای خواب از جمله آپنه خواب میسر میشود و نیز اطلاعات مربوط به خواب بیمار ضمن طرح سیرکادین طبیعی خواب بیداری به دست خواهد آمد. در بسیاری موارد، این نوع اطلاعات در کمک به شناسایی SWSD به عنوان علت اصلی نشانههای بیمار سودمند است.
در بسیاری از موارد که حدس وجود بینظمی دیگر خواب، افزون بر SWSD اندک است، انجام پلیسومنوگرافی شبانه ضرورتی ندارد.
حتی پیش از تشخیص تایید شدهی SWSD برای طبیب رفع و مشخص کردن هر نوع مسالهی بالقوه در مورد تواناییهای بیمار در انجام مطمئن کار بسیار با اهمیت است در واقع، آستانهی مداخلهی درمانی فوری در کارگری شیفتی دچار خواب آلودگی مفرط و یا آشفتگی خواب ممکن است در افراد دارای مشاغلی با عملکرد بحرانی برای امنیت اجتماعی پایین باشد
نکات مهم کلی برای بیماران مبتلا به SWSD :
- از رفت و آمد طولانی و طولانی شدن ساعت کار بپرهیزید.
- در تمام طول شیفت از چرت کوتاه استفاده کنید.
- برای کمک به بیدار ماندن با دیگران کار کنید.
- ضمن فاصلههای کوتاه انجام ندادن کار فعال باشدی (قدم بزنید)
- در طول شیفت از نوشابهی کافئین دار استفاده کنید.
- کار جدی یا خسته کننده را وقتی احساس خواب آلودگی دارید تا پایان ادامه ندهید.
- بکوشید با یک رفیق کار کنید
- بکوشید سه وعده غذای طبیعی و آبچرا (میان وعده) سالم استفاده نمائید.
خوابیدن در طول روز
- ضمن رفت به منزل برای جلوگیری از نور آفتاب، از عینک تیره استفاده کنید.
- حتی در پایان هفته، وقت خواب و بیداری خود را تغییر ندهید.
- با استفاده از نقاب و توپی گوشی، صدا و نور را از محیط خواب دور کنید.
- نزدیک به زمان خواب از مصرف غذا ونوشابههای کافئین دارد بپرهیزید.
- از مصرف الکل بپرهیزید (اگر چه به نظر میرسد در ابتدا سبب بهبود خواب میشود) ولی به سرعت حالت تحمل ایجاد شده و اختلال خواب به وجود میآید.
آداب زمان خواب
- با آب گرم حمام کنید
- دمای اتاق را پایین بیاورید (محیط خنک موجب بهبود خواب میشود)
- با متعادل کردن تراز دسته چک، خواندن داستان پلیسی یا انجام فعالیتهای پر استرس، مغز خود را فعال نکنید.
- از پردههای جاذب صدا یا نور استفاده کنید.
- از پنکه برای از بین بردن صدا استفاده کنید
- برای جذب صدا ا زفرش و ملحفه استفاده نمائید.
- تلفن را بکشید.
- با شکم پر یا شکم خالی به بستر نروید.
- 3 ساعت پیش از خوابیدن ورزش کنید.
رفت و آمد ایمن
- در صورت امکان برای رفت و آمد با چند نفر همراه شوید و کسی که هوشیارتر است رانندگی کند.
- اگر خواب آلود هستید، کمی استراحت کنید و لی این را در اتومبیل قفل شده و در محیط خاص آن اجام دهید.
- در صورت امکان از وسایل نقلیه عمومی استفاده کنید.
- با حالت دفاعی رانندگی کنید.
همانگونه که پیش از این گفته شد، غالباً کارگران شیفتی دارای طرح خواب وبیداری به هم ریخت هستند و ممکن است در تلاش با برآوردن نیازهای مربوط به مسئولیتهای اجتماعی، شغلی و روزانهی خود بکوشند هر چه بیشتر از زمان خواب خود بکاهند، این امر ممکن است به علت موارد بیدار ماندن به مدت طولانی (بیش از 24 ساعت) کار به مدت ساعات طولانی برای رفع تقاضاهای مربوط به کار یا بیدار ماندن برای انجام فعالیتهای طبیعی اجتماعی در طول روز باشد. هر یکی از این موارد و نیز سایر عوامل، به دست آوردن فرصت کافی برای خواب را در کارگیر شیفتی دچار مشکل خواهد کرد. تا حد ممکن، این حالت عدم پایبندی به مدت کافی در خواب بودن باید رفع شود.
با وجودی که در جمعیت معمولی، یقیناً نوساناتی در میزان نیاز به خواب وجود دارد ولی گسترهی این تغییرات غالباً بیش از مقدار لازم اظهار اظهار شده اس. به طور کلی، اطلاعات اولیهی حاصل اتحقیقات نیاز هوموئوستاتیک به خواب حاکی از آن است که حدود 7 تا 9 ساعت خواب در 24 ساعت برای حفظ کارکرد مناسب لازم است. خوابیدن به مقدار کمتر از 7 ساعت سبب ایجاد اختلال در کارکرد روانی حرکت، حافظه و تنظیم خلق میگردد. آشکارا، با اهمیت است که هر فرد (از جمله کارگران شیفتی) برای خود حداقل 7 تا 8 ساعت "فرصت" خواب در شبانه روز تدارک ببینند.
همچنین درک این نکته مهم است که میزان نور، صدا یا سایر اجزای محیطی در محیط خواب باید در نظر گرفته شود. تمام سوطح محیط خواب باید مورد ارزیابی قرار گیرد تا از حفظ و وجودمحیط هادی خواب در اطراف شخص مسمئن شد. در این زمینه، سودمندی استفاده از پرده، توپی گوش و نقاب را حتی برای چشم نباید از یاد برد. سر انجام استفاده از موادی که موجب بیدار ماند میشوند مثل کافئین، نیکوتین یا الکل درست پیش از به خواب رفتن باید اجتناب شود زیرا مشخص است ک هیا مواد سبب از هم گسیختگی تداوم خواب شده و حتی در کارگری شیفتی به علت عدم تطابق با ریتم سیرکادین اثر از هم گسستن بیشتری دارد.